تبليغاتX
خوش اومدی !
یادداشت های خصوصی
baba khooshgele
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 17:49  توسط خودم  | 

آدم باید خوشتیپ باشه!!!!!!!!!!

 

آدم باید خوشتیپ باشه مثل من..مثل پسر خاله ام..مثل داییم..دختر خاله ام..اون یکی پسر خاله ام..

 

خاله ام..اون یکی دختر خاله ام..اون یکی داییم..عمه ام..پسر داییم..دختر داییم..عمو جونم..پسر عمو..

 

باباجونم..بابا بزرگ ام که خدا رحمتش کناد!! بابای بابابزرگ ام که اونم خدا رحمتش کناد!!

 

حالا دیدی ما خانوادگی و جد در جد خوشتیپیم..آره عزیزم!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:54  توسط خودم  | 

باز هم ترانه ی تقدیمی!!!!!!!!!

 

چی می شد با تو باشم حتی توی رویا

 

من تو رو دوست دارم اندازه ی دنیا

 

دلش می گیره آسمون برای من،که تنهام

 

دوباره قطره های گرم اشک من،می ریزه دونه دونه روی گونه هام

 

اگه تو نباشی یا ازم جدا شی سخت دیگه زندگی برام

 

چشمای نجیبت وقتی ازم دورن امیدی ندارم به شبام

 

برای دیدنت هر لحظه پریشونم

 

تو بیا قدرم بدون،ای همزبونم

 

منم مجنون اون نگاه پاک تو، نگام کن

 

نگاهت قبله گاه این دل منه، وجودت مرهمی برای دردمه.......

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:53  توسط خودم  | 

اسامی به کاررفته واقعی نیستند!!!!!!!

.

.

سلام آقای حسینی.

 

سلام عزیزم،فک کن!! (همون فکر کن خودمون!!)

 

خبری ازتون نیست؟

 

هستیم در خدمتتون شما سراغی از ما نمی گیرید معلوم نیست کدوم...هستید!!

 

آقای حسینی مثل اینکه دل خیلی پری دارید؟

 

نه بااااااااااابا استغفرالله این چه حرفیه، نزنید این حرفو..اّو!! 

 

اطلاعات بدردبخور چی دارید؟

 

والا خیلی درگیرم فک کن،وقت سر خاروندن هم ندارم. (نه مثل اینکه به این سادگیا اطلاعات نمی ده)

 

راستی هنوز مجردید؟

 

آره..آره هنوز مجردم ولی ناگفته نماند که یه خانم خیلی با شخصیت که خبرنگار هم هستن از من خوشش میاد حالا این خانم کیه بماند!! (از من تقلید می کنی؟!!)

 

شما چی آقای حسینی از این خانم خوشتون میاد؟

 

اگه خوشم نمی یومد که فرت و فرت با هم قرار نمی گذاشتیم بریم اینور و اونور...فک کن!!

 

پس بادا بادا مبارکبادا دیگه؟

 

حالاااااااااا!!

 

حالا نمی شه بگید این خانم خوشبخت کیه ؟ (هوع!!)

 

من که همون اول گفتم نمی شه، شما هم اصرار نکنید،بی جنبه بازی هم درنیارید،محاله بگم کیه.......خانم ارغوان زبان قشمیه،فک کن!!

 

اِ...شما که گفتید!!

 

من!! کی؟ کجا؟!!

 

بالا رو بخونید...اونجا گفتید.

 

باور کنید نمی خواستم بگم!!

 

آلزایمرو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

حرف آخر؟

 

فک کن!!

 

شما چرا اینقدر از جمله ی "فک کن" استفاده می کنید؟

 

ارثیه جانم!!

 

خیلی ممنون که وقتتون رو به من دادین.

 

خواهش می کنم اگه سؤالی، چیزی دارید بپرسید من هنوز وقت دارم!!!

 

اِ..تازه گفتید سرتون شلوغه..وقت ندارید!!

 

حالا واسه شما وقت دارم..فک کن!!

 

واقعا باید فکر کرد!!

 

منتظر چی هستید؟ بقیه نداره..برید پی کارتون ببینم مگه شما کار و زندگی ندارید؟!! 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 17:53  توسط خودم  |